۱۹ سال تمام![]()
۱۹ ساله شدم![]()
به کجا رسیدم ؟ چی رو بم دادن ؟ کی رو دادن ؟ چی به دست آوردم ؟
جز اینکه با یه سری آدما آشنا شدم که اونا هم مثل خودم عین همه آدمای دیگه توی گرفتاری های خودشون دارن دست و پا میزنن !!
خیلی جالبه که یه دختر 19 ساله فقط به خاطر دیدن روز مرگش زنده باشه
خیلی باحاله این دختر از این دنیای به این بزرگی فقط نیستیش رو درخواست کنه
خیلی خنده داره تنها دلیل زندگی همین دختر مرگش باشه
جالب تر از اون اینه که خودش به همه این نا امیدی ها امیدواری میده و به این آینده سیاهش میخنده
این زندان بزرگی که همه توی انفرادیش داریم با چنگ و دندون خودمونو زنده نگه میداریم یک بار به ماها نگفت که چرا به حبس ابد محکوم شدیم !
چرا نمیگه به چه جرمی اینقدر شکنجه میشیم
آیا تخفیفی برامون هست ؟ آیا زمانی میرسه که صاحب این زندان بزرگ مارو از این سیاه چال بیرون بکشه ؟
یعنی جوونی گناهش اینقدر بزرگه که تقاصش یک عمر تنهاییه ؟
راسته که میگن ما خودمون خواستیم این طوری باشیم ؟؟
آیا حق انتخابی و اختیاری که صاحب این زندان بزرگ به ما داده اینه ؟؟
معنی انتخاب و اختیار اینه که از بین یک راه ، راهی رو انتخاب کنیم؟؟
ای صاحب این زندان بزرگ اگه در عوض این همه لطف و محبتی که به عربا داری یه نیم نگاه به ما حبس ابدین بندازی واسمون کافیه
فقط به امید یک نیم نگاه
در چنین روزی زاده شدم :
دروغه چون :
زاده شدنی که به خواست من نبوده است و پایانش هم به خواست من نخواهد بود اما آنچه که برای من می ماند تنها مجال کوتاه بین این دو اتفاق است ، همیشه این امید را داشته ام که بتوانم دراین مجال کوتاه هر آنچه در توان دارم را برای داشتن زیستی متفاوت به کارگیرم ، متفاوت بیاندیشیم ، متفاوت ببینیم ، متفاوت بشنویم و متفاوت زندگی کن امروز تولد برای من رنگ و بویی خاصی نداشت ، از آن جهت که خود کمترین نقشی در پیدایشش نداشتم ، اما مهمترین یادی که از روزهای تولد برای من مانده ، مهر و لطف همه عزیزانم بوده است ، پیشاپیش برای این همه مهر بی پایان سپاس گزارم ... 
بیاراده متولد میشویم بیاختیارزندگی میكنیم بدون اینكه بخواهیم میمیریم داریم زندگی می كنیم و نمیتونیم در تولد و مرگ دخالتی داشته باشیم، اما بیایید آنطور كه دوست داریم دیگران را دوست داشته باشیم و کاری بکنیم تا وقتی كه برای همیشه میرویم خاطرمان در یادها و خاطره ها ماندگار شود ...
من که نمی دونم ؟!
اما بذارید بگم ...
چرا ما همش به دنبال کسی میگردیم که اون ما رو درک کنه ؟
چرا ما دنبال کسی نگردیم که بخواد درکش کنیم و بهش توجه بشه ؟
منتظرم نذار ... دلمو نشكن ... تنهام نذار ... بهم خیانت نكن ... زود بیا .... باشه ؟!
من
هیچوقت ستم نکردم ، هیچوقت خیانت نکردم و اگر هم بوده به خاطر این بود که امکانش نبوده ، باز خود سعادتی است ... آموختن رو دوست دارم و هر چه میاموزم سیراب نمیشوم همیشه در این مقوله خود را از دیگران فقیرتر میدانم ...
من در آخر قلم را روی دفتر خویش میگزارم و انشای خود را به پایان می رسانم ( این یه تیکه شوخی بود از انشاهای مدرسه به یادم مونده بود )
نمک در نمکدان شوری نداره ، دل من طاقت دوری نداره ( اینم از نامه یکی از بچه ها پیچوندم )
محل عبور عابر پیاده ... لطفا آشغال نریزید ... احتمال ریزش کوه ( اینارو هم از تو تابلوها یاد گرفتم )
رفیق بی کلک مادر ... دنبالم نیا اسیرم میشی ... بوق نزن راننده خوابه ... بگو ماشاالله ... ( اینارو هم پشت خاور نوشته بود )
در کل در دنیا فقط بیاموز فقط ، تو از این لحاظ همیشه فقیری فراموش مکن ... من که این حرفا رو از خودم در نیوردم که ، آموختم و باز هم اگرعمری بود و خداوند
مجالی برای زندگی کردن داد خواهم آموخت تا لحظه مرگ ... فریبا جون
حالا با یه خداحافظی خوشحالم کن ... قبل از اینکه بری یه لبخند بزن ... بخند ... بخند دیگه ...
تکرار جنایت مرد اتریشی در فرانسه
پس از بر ملا شدن رسوايي اخلاقي مرد اتريشي كه به مدت ۲۴ سال به دختر خود تجاوز كرده بود و از اين رابطه نامشروع صاحب ۷ نوه شده بود روزنامه فرانسوي لوپاريزين پرده از رابطه نامشروع يك مرد فرانسوي برداشت كه صاحب ۶ نوه از دختر خود شده است .
اين زن ۴۵ ساله در اعترافات خود گفته است اولين بار در سن ۱۹ سالگي مورد تجاوز از سوي پدرش قرار گرفته بود و هرگاه فرار مي كرده و يا به همسر پدرش درباره رفتار پدر با او شكايت مي كرد او را دوباره به پدرش مي سپرده و در تجاوزهاي پدر به دخترش نيز به پدر كمك مي كرده است.
اين زن هرگاه براي زايمان به بيمارستان مراجعه مي كرده به مسئولين بيمارستان اطلاع مي داده است كه نوزاد متعلق به پدر اوست، اما مسئولين بيمارستان هيچ واكنش و عكس العملي نشان نمي دادند.
اضافه می شود زنا با محارم در تمام اديان گناهي نابخشودني است


